سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
لاله های ملکوت
مدیر وبلاگ
 
لاله های ملکوت
دعا کنید که خداوند شهادت را نصیبمان گرداند .
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 35
بازدید دیروز : 110
کل بازدید : 49698
کل یادداشتها ها : 48
خبر مایه



سخنان امام خمینی(ره) در مورد شهید و شهادت



درباره ی شهید آنقدر از اسلام و اولیاء اسلام روایات وارد شده است بر فضل شهید که انسان متحیر می شود. در روایتی از رسول اکرم(ص) نقل شده است که برای شهید هفت خصلت است که اولی آن عبارتست از اینکه اولین قطره ای که از خون او بر زمین برزید، تمام گناهی که کرده است آمرزیده می شود و مهم این آخرین خصلتی است که می فرماید که بر حسب این روایت که شهید نظر می کند به وجه الله و این نظر به وجه الله راحت است برای هر نبی و هر شهید.


 


این آخر چیزی است برای انسان، آخرین کمالی است که برای انسان است. در این روایتی که در کافی نقل شده است، در این روایت انبیاء را مقارن شهدا قرار داده است که در جلوه ای که حق تعالی می کند بر انبیائ، همان جلوه را بر شهدا می کند. شهید هم ینظر الی وجه الله حجاب را شکسته است همانطور که انبیاء حجاب را شکسته بودند و آخر منزلی است که برای انسان ممکن است باشد. مژده داده اند که برای شهدا، این آخر منزلی که برای انبیاء هست، شهدا هم بر حسب حدود وجودی خودشان به این آخر منزل می رسند.


 


جهت خواندن ادامه مطلب لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.


  

به نام خدا


باسلام و صلوات بر محمد خاتم نبی اسلام (ص)


دوستان عزیز ما این بار با سایت لاله های ملکوت در خدمت شما عزیزان خواهیم بود.


لاله های ملکوت


www.lalehaymalakot.ir


  

وظیفه جامعه نسبت به شهید


شهید مهدی کازرونی

زنده نگهداشتن یاد و نام شهید و بزرگداشت زمان و مکان شهادت و مدفن او والگوسازی از شخصیت و سیره زندگی و حماسه ایثارگرانه شهید، بخشی از وظائف جامعه نسبت به شهید می باشد.


این نکته افزودنی است که فایده انجام این نوع وظائف عمدتاً به خود مردم بازمی گردد و در حقیقت این ما هستیم که نیازمند شهدا هستیم، نه آن که شهدا نیازمند بزرگداشت ما باشند. اجر و مقامی که شهدا نزد پروردگارشان دارند با بزرگداشت یا غفلت مردم از آنان کم و زیاد نمی شود. بزرگداشت و تکریم شهید در جامعه یعنی بزرگداشت و تکریم فرهنگ شهادت و تمام نیکی ها و ترویج روحیه ایثارگری و فداکاری برای ارزش ها و دفاع از جامعه و سرزمین اسلامی. فرهنگ و روحیه ای که قوام و بقاء جامعه و نظام و سرزمین اسلامی، همواره نیازمند به آن می باشد. این مطلبی است که تمام ملل و کشورها در چارچوب جهان بینی و ارزش های خود به منظور حفظ استقلال و دفاع از موجودیتشان در برابر بیگانگان و مهاجمان مورد توجه و اهتمام جدی آنان قرار می دهند. ادامه مطلب...


  

بسم رب الشهدا و الصدیقین




ماه مبارک رمضان در پیش است و همه می‌کوشیم با خانه تکانی قلب‌هایمان به پیشواز این ماه برویم؛ ماه خوب خدا که با آمدنش طراوتی در جانمان دمیده می‌شود و با رفتنش آه حسرتی از نهادمان کشیده می‌شود! اما در این میان فقط مهم آن است که بدانیم چقدر از این ماه بهره برده‌ایم و آیا اعمال مان قبول شده است؟!! به نظر شما ملاک صحیح برای آنکه بدانیم اعمالمان پذیرفته شده‌اند یا نه چیست؟!
اعمال ریز و درشت رمضانی
در ماه مبارک رمضان اعمال بسیاری توصیه شده است؛ از دعاهای سحر و افطار گرفته تا نمازهای مستحبی و سایر اعمال عبادی که توصیه بزرگان در بهره‌مندی از همه آنهاست و البته گل سرسبد همه آنها، روزه‌داری! اما در این میان برخی از اعمال و عبادات بیشتر توصیه شده‌اند. از جمله این عبادات تلاوت قرآن است. این ماه، ماه نزول قرآن و بهار قرآن است. پس تلاوت قرآن و کوشش برای عمل به فرامین قرآنی از جمله عبادات مهم این ماه است.
شاید برای شما هم جالب باشد که با همه توصیه‌ای که به تلاوت قرآن در این ماه شده است، بهترین عمل در این ماه چیز دیگری معرفی شده است!ادامه مطلب...


  

بسم رب الشهدا و الصدیقین


شیر دادم که حسینی باشی ...... هم چو عباس علمدار خمینی باشی


اسـلام هـمـه ما را به اطاعت و عبادت الله و پیروی از او و پیغمبران اسلام دعـوت می کند،مـن نیز بـه شما عرض میکنم که امام خـمینی بـرای اسلام و قـرآن قیـام فـرمود و ایـن همه مشکـلات و مصیبتها و رنـج ها و مشقاتـی که مـلت و امام عـزیـز مـا دارنـد می کشند همه بـخاطـر اسلام است و تحمل آن عبادت است . (فرازی از وصیتنامه شهید بزرگوار حمدالله شاه بختی)


جهت مشاهده کل وصیتنامه اینجا را کلیک نمایید


  

فاطمیه، جبهه ها یادش بخیر...


بی نام داشت کتاب می خوند. "گزیده فرهنگ نامه جبهه انقلاب اسلامی ایران در جنگ تحمیلی. جلد 1. آداب و رسوم. نوشته: سید مهدی فهیمی. نشر پایداری. 97 صفحه. قیمت: بی خیال ..." . شما بخونید "فرهنگ جبهه"
همینطور خوند و خوند و خوند تا رسید به این جا :


 


ایام فاطمیه


در دهه فاطمیه رزمندگان حال و هوای دیگری داشتند. عزاداری در این ایام فوق العاده سنگین بود و هیئت ها سنگ تمام می گذاشتند. مصیبت خوانی و مداحی، با ذکر آن چه بر سر ام ابیها و پاره تن پیامبر رفته و در کتب معتبر آمده بود، داغ دل های سوخته را تازه تر می کرد.
نشسته خواندن نماز شب با حزن و اندوه و افسردگی تمام به یاد مادر در مقایسه با نشاط و آمادگی سایر شب ها برای بهتر درک کردن واقعه و حال حضرت فاطمه سلام الله علیها بعد از آن، جگر بچه ها را آتش می زد. این شب ها چشم هر کس به بچه سید ها می افتاد بی اختیار اشکش جاری می شد؛ خصوصا بچه های کم سن و سال تر. در شب شهادت بی بی آن ها وسط می نشستند و بقیه دورشان حلقه می زدند و با هم در عزای مادر هم ناله می شدند، نوحه می خواندند و اشک می ریختند.


 


و بی نام بی اختیار آهی کشید ...


 




 


http://lalehaymalakot.parsiblog.com/Pages/vizheh_nameh_hazrat_zahra/


http://lalehaymalakot.parsiblog.com/Pages/moarefi/






http://bi-nam.mihanblog.com


  

نامه‌های رزمندگان اسلام بر روی پاکت‌های نامه جنگ بخشی از فرهنگ جبهه محسوب می‌شوند



 

Imageنادر دریابان، پژوهشگر دفاع‌مقدس در این زمینه گفت: این پاکت‌های نامه که به صورت بسیار منحصربه‌فرد ویژه رزمندگان اسلام منتشر شده بود هم به صورت صفحه کاغذنامه رزمندگان به شمار می‌رفت و هم به مثابه پاکت‌نامه‌ای بود که با حال و هوای جبهه تزئین شده بود و به دست خانواده‌های رزمندگان اسلام می‌رسید.

به گزارش سایت ساجد به نقل از ایسنا‌،دریابان افزود: بیش از ??? نمونه از پاکت‌های نامه رزمندگان اسلام تاکنون جمع‌آوری شده است که در شکل‌ها و برگه‌های متفاوت با حال و هوای جبهه و جنگ منتشر و در اختیار دلیرمردان سپاه اسلام قرار می‌گرفت.

 


به گفته وی، این پاکت‌نامه‌ها ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی داشت و بسیاری از آن‌ها مزین به دست‌خط شهیدان و جانبازانی بوده است که هرکدام از آن‌ها به عنوان یک سند تاریخی محسوب می‌شوند.


دریابان افزود: این نامه‌ها سرشار از اخبار پیروزی‌های رزمندگان اسلام بر کفار بعثی و معنویات جبهه و سفارش و وصیت رزمندگان اسلام به مردان و زنان پشت جبهه بود. ارادت به حضرت امام (ره) در این نامه‌ها موج می‌زد و کلیه رزمندگانی که با دست‌خط‌های خود در سنگرها و خاک‌ریزها نامه‌نگاری می‌کردند با تمام وجود احساس خود را با این برگ کاغذهای ارزشمند و کوچک به پشت جبهه منتقل می‌ساختند.


وی اضافه کرد: برگه‌های تلگرافی رزمندگان اسلام نیز در این مجموعه جای دارند که خبرهای فوری رزمندگان را که از اولویت برای آنان برخوردار بود به خانواده‌هایشان منتقل می‌کرد.


دریابان با تجلیل از شهدای پست جمهوری اسلامی ایران که در سال‌های حماسه دفاع‌مقدس در راه انجام وظیفه شربت شهادت نوشیده‌اند، افزود: دشمن در یورش به شهرهای مرزی حتی به صندوق‌های پست نیز رحم نکرد و اکنون تعدادی از صندوق‌های پست ترکش‌خورده که مملو از سوراخ‌های ایجادشده ناشی از تجاوز دشمن بعثی به خرمشهر، آبادان، موسیان، دهلران، مهران و سایر نقاط مرکزی کشور در موزه‌ها به چشم می‌خورد.


وی گفت: پست در جبهه ابعاد گسترده‌ای داشت که می‌توان از آن یک موزه بسیار بزرگ ساخت، نامه‌های رزمندگان اسلام بر روی پاکت‌های نامه جنگ بخشی از فرهنگ جبهه محسوب می‌شوند، تمبرهای دفاع مقدس یادآور حماسه‌های رزمندگان اسلام و ددمنشی دشمن بعثی است و شهدای پست کشور یادآور حضور موثر کارکنان اداره پست در حماسه دفاع مقدس است.


وی با گرامی‌داشت یاد و خاطره شهیدان شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، دقت در جمع‌آوری نامه‌های برجای مانده از رزمندگان اسلام و کلیه پاکت‌های نامه و تلگراف رزمندگان اسلام را به عنوان بخشی از گنجینه ارزشمند جنگ یادآور شد.






  

من بچه شاه عبدالعظیم هستم و درخانه‌ای به دنیا آمده و بزرگ شده‌ام که درهر سوراخش که سر می‌کردی به یک خانواده دیگر نیز برمی‌خوردی.


اینجانب - اکنون چهل و شش سال تمام دارم. درست سی و چهار سال پیش یعنی، درسال 1336 شمسی مطابق با 1956 میلادی در کلاس ششم ابتدائی نظام قدیم مشغول درس خواندن بودم. در آن سال انگلیس و فرانسه به کمک اسرائیل شتافته و به مصر حمله کردند و  بنده هم به عنوان یک پسر بچه 12-13 ساله تحت تأثیر تبلیغات آن روز کشورهای عربی یک روزی روی تخته سیاه نوشتم: خلیج عقبه از آن ملت عرب است. وقتی زنگ کلاس را زدند و همه ما بچه‌ها سر جایمان نشستیم اتفاقاً آقای مدیرمان آمد تا سری هم به کلاس ما بزند. وقتی این جمله را روی تخته سیاه دید پرسید:« این را که نوشته؟» صدا از کسی درنیامد من هم ساکت ، اما با حالتی پریشان سر جایم نشسته بودم.


ناگهان یکی از بچه‌ها بلند شد و گفت:« آقا اجازه؟ آقا، بگیم؟ این جمله را فلانی نوشته و اسم مرا به آقای مدیر گفت. آقای مدیر هم کلی سر و صدا کرد و خلاصه اینکه: «چرا وارد معقولات شدی؟» و در آخر گفت:« بیا دم در دفتر تا پرونده‌ات را بزنم زیر بغلت و بفرستمت خانه.» البته وساطت یکی از معلمین، کار را درست کرد و من فهمیدم که نباید وارد معقولات شد.


بعدها هم که در عالم نوجوانی و جوانی، گهگاه حرفهای گنده گنده و سؤالات قلمبه سلمبه می‌کردیم معمولاً‌ به زبان‌های مختلف حالیمان می کردند که وارد معقولات نباید بشویم. مثلاً‌ یادم است که در حدود سال‌های45-50 با یکی از دوستان به منزل یک نقاش‌که همه‌اش از انار نقاشی می‌کشید، رفتیم. می‌گفتند از مریدهای عنقا است و درویش است. وقتی درباره عنقا و نقش انار سؤال می‌کردیم با یک حالت خاصی  به ما می‌فهماند که به این زودی و راحتی نمی‌شود وارد معقولات شد. تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساختی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.


و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم. دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. اما کاری را که اکنون انجام می دهم نباید با تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگر چه با سینما آشنایی داشتم. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است. اگر چه چیزی – اعم از کتاب یا مقاله – به چاپ نرسانده‌ام. با شروع انقلاب حقیر تمام نوشته‌های خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و .... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم. هنر امروز متأسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند. به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی«رحمه‌الله علیه»


تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز


سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود  اوست- اما اگر انسان  خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعائی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است.


با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم. بعدها ضرورت‌های موجود رفته رفته ما را به فیلمسازی برای جهاد سازندگی کشاند. در سال 59 به عنوان نمایندگان جهاد سازندگی به تلویزیون آمدیم و در گروه جهاد سازندگی که پیش از ما بوسیله کارکنان خود سازمان صدا وسیما تأسیس شده بود،  مشغول به کار شدیم. یکی از دوستان ما در آن زمان «حسین هاشمی» بود که فوق لیسانس سینما داشت و همان روزها از کانادا آمده بود. او نیز به همراه ما به روستاها آمده بود تا بیل بزند. تقدیر این بود که بیل را کنار بگذاریم و دوربین برداریم. بعدها «حسین هاشمی» با آغاز تجاوزات مرزی رژیم بعث به جبهه رفت و در روز اول جنگ در قصر شیرین اسیر شد – به همراه یکی از برادران جهاد بنام «محمد رضا صراطی» – ما با چند تن از برادران دیگر، کار را تا امروز ادامه دادیم. حقیر هیچ کاری را مستقلا? انجام نداده‌ام که بتوانم نام ببرم. در همه فیلمهایی که در گروه جهاد سازندگی ساخته شده است سهم کوچکی نیز – اگر خدا قبول کند – به این حقیر می‌رسد و اگر خدا قبول نکند که هیچ.


به هر تقدیر، من فعالیت تجاری نداشته‌ام. آرشیتکت هستم! از سال 58 و 59 تاکنون بیش از یکصد فیلم ساخته ام که بعضی عناوین آنها را ذکر می کنم: مجموعه«خان گزیده‌ها»، مجموعه «شش روز در ترکمن صحرا»، «فتح خون»، مجموعه«حقیقت»، «گمگشتگان دیار فراموشی(بشاگرد)»، مجموعه «روایت فتح» - نزدیک به هفتاد قسمت- و در چهارده قسمت اول از مجموعه «سراب» نیز مشاور هنری و سرپرست مونتاژ بوده‌ام. یک ترم نیز در دانشکده سینما تدریس کرده‌ام که چون مفاد مورد نظر من برای تدریس با طرح درس‌های دانشگاه همخوانی نداشت از ادامه تدریس در دانشگاه صرف نظر کردم. مجموعه مباحثی را که برای تدریس فراهم کرده بودم با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در کتابی به نام «آینه جادو» - بالخصوص در مقاله‌ای با عنوان تأملاتی درباره‌ سینما که نخستین بار در فصلنامه سینمایی فارابی به چاپ رسید – در انتشارات برگ به چاپ رسانده‌ام.


  
بسم رب الشهداء و الصدیقین
بازهم امسال مثل سالهای قبل مراسمی جهت یابود شهدای گرانقدرمان را با جمعی از بسیجان ، خانواده های شهدا و ایثارگران ، جمعی از رزمندگان ، و جمیع سپاهیان ناحیه ساوجبلاغ با حضور سردار عاشورایی یاگار جبهه ،حاج علی فضلی و مداح اهل بیت حاج رضا نبوی گرامی داشتیم و یاد و خاطره شهدایمان را دوباره مرور کردیم.
امسال شور و هیجان عجیبی میان برادران بسیجی و خانواده های شهدا بود زیرا  مراسم شهدا را با وجود نورانی سردار حاج علی فضلی نورانی  و نورانی تر شده بود.
عطر و بوی عجیبی در فضای مجلس به مشام میرسید . گویی شهدا در مجلس حاضر بودند .
سردار حاج علی فضلی از شهدا یاد میکردند از شلمچه،کربلای 5
این مراسم در 30 آبان ماه  1387 در مسجد امام سجاد علیه السلام اغلان تپه برگزار گردید.
گوشه ای از مراسم 44 گل بهشتی

مراسم یادواره 44 گل بهشتی حوزه مقاومت بسیج پنج میثم تمار



اگر مایلید شما هم میتوانید در جمع این میهمانان گوشه ای از عکسهای مراسم را مشاهده نمایید
برای مشاهده کلیه عکسها کلیک کنید

  
+ --- سبحانک یا لا اله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب --- امشب رحمت دوست جاریت اگر دلتان لرزید بغضتان ترکید کسی اینجا محتاج دعاست اگر یادتان بود باران گرفت دعایی به حال من بیابان کنید ... التماس دعا


+ دوستان سلام کسی میتونه این کس رو از یه آدرس دیگه برام آپلود کنه وی پی ان من با سرور سایت پرشین گیگ مشکل داره




+ آقا کمیل تولدت مبارک


+ نامه های رزمندگان سلام دوستان با مطلبی با عنوان نامه های رزمندگان به روزم. خوشحال میشوم به ما سر بزنید






طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ